به تو از تو مینویسم

تولدت مبارگ گل مهربونم

سلام عشقم.

الان که دارم برات مینویسم تو سر کار هستی. من و دخملی تو خونه ایم و البته یه وروجکی که هر بار توی دلم ابراز وجود میکنه. اینجا ننوشتم! آخه خیلی کم مینویسم و خوب میدونی تقصیر خودته! بازندهابرو

ننوشتم که داریم دوباره مامان و بابا میشیم. valentine20 smiley, static smiley, valentine smiley, heart smiley, happy smileyتو نمیدونی واسه من بزرگ کردن بچه ای که از وجود من و تو یه دنیا عشقه چه لذتی داره.

این روزها بیشتر از همیشه به فکر منی و بابت این موضوع شرمندتم. خجالتانقدر تو کارهای خونه کمکم میدی که حسابی تنبل شدمزبان و هر چیزی که هوس کنم و دلم بخواد با کلی قربون صدقه حاضره!خوشمزه

البته تو همیشه با من مهربون بودی و نمیگم الان بواسطه حضور نی نی اینجوری شدی

تو همیشه عشق دوست داشتنی و مهربون من بودی و هستی.بغل

پریروز تولدت بود. روز قبلش یواشکی رفتم خرید و برات یه هدیه ناقابل خریدم (یه عینک آفتابی) و نمیدونم این بار چه جوری شد که دندون سر جیگر گذاشتم و بهت هیچی نگفتم!نیشخند آخه من مثل بچه ها تو این موارد ذوق دارم و خیلی زود همه چیز رو لو میدم! اینبار مقاومت کردم و روز تولدت هم بهت هیچی نگفتم خیال باطلتا از سر کار اومدی. با همه عشقم برات یه کیک پختم زیاد تعریفی نداشتخجالت ولی عشقش مهم بود و کمک های عشق کوچولومونقلبکه شیرینترش کرد! خلاصه که همه سعیم رو کردم تا روز تولدت خوشحالت کنم.بغل

عزیزم خیلی دوستت دارم و دلم برای آغوش گرم و مهربونت یه دنیا تنگ شده.

 

تولدت مبارک گل پونه

گل عزیز من یکی یه دونه

همه ترانه ها پیشکش چشمات

دلم میخواد فقط از تو بخونه

 

[ ۱۳٩۱/۱/۳۱ ] [ ٢:٢۱ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

تو را دوست دارم

تو را دوست دارم
در این باران
می‌خواستم تو
در انتهای خیابان نشسته باشی
من عبور کنم
سلام کنم

لبخند تو را در باران می‌خواستم
می‌خواهم
تمام لغاتی را که می‌دانم برای تو
به دریا بریزم
دوباره متولد شوم
دنیا را ببینم
رنگ کاج را ندانم
نامم را فراموش کنم
دوباره در آینه نگاه کنم
ندانم پیراهن دارم
کلمات دیروز را
امروز نگویم
خانه را برای تو آماده کنم
برای تو یک چمدان بخرم
تو معنی سفر را از من بپرسی
لغات تازه را از دریا صید کنم
لغات را شستشو دهم
آنقدر بمیرم
تا زنده شوم…

 

دلم برات خیلی تنگ شدههههههههههههههههههههههههگریه

[ ۱۳٩۱/۱/٢۱ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

دلم ...

مکانی...!!!

 

بهتر از دلم...!!!

 

برایت ندارم...!!!

 

تنگی اش را...!!!

 

به لطف خودت...!!!

 

ببخش...!!!

 


[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٢ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

بهترینِ بهترینِ من

 

 

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود,

با بنفشه ها نشسته ام

سال‌های سال,

صبح های زود.

در کنار چشمه‌ی سحر

سر نهاده روی شانه های یکدگر,

گیسوان خیس‌شان به دست باد,

چهره ها نهفته در پناه سایه های شرم,

رنگ ها شکفته در زلال عطرهای گرم

میتراود از سکوت دلپذیرشان

بهترین ترانه,

                  بهترین سرود

مخمل نگاه این بنفشه ها

می‌برد مرا سبکتر از نسیم

از بنفشه‌زار باغچه

تا بنفشه‌زار چشم تو - که رسته در کنار هم -:

زرد و نیلی و بنفش

سبز و آبی و کبود

با همان سکوت شرمگین

با همان ترانه ها و عطرها

بهترین هر چه بود و هست

                                    بهترن هر چه هست و بود

در بنفشه‌زار چشم تو

من ز بهرین بهشت ها گذشته ام

من به بهترین بهار ها رسیده‌ام

ای غم تو همزبان بهترین دقایق حیات من!

لحظه‌های هستی من از تو پر شده است.

آه....

در تمام روز

               در تمام شب

                                   در تمام هفته

                                                       در تمام ماه

در فضای خانه, کوچه, راه

در هوا, زمین, درخت, سبزه, آب

در خطوط در هم کتاب

در دیار نیلگون خواب

ای جدایی تو بهترین بهانه گریستن

بی تو من به اوج حسرتی نگفتنی رسیده ام

ای نوازش تو بهترین امید زیستن

در کنار تو

من ز اوج لذتی نگفتنی گذشته‌ام

در بنفشه زار چشم تو

برگ‌های زرد و نیلی و بنفش

عطرهای سبز و آبی و کبود

نغمه های ناشنیده ساز میکنند

بهتر از تمام نغمه ها و سازها

روی مخمل لطیف گونه‌هات

غنچه های رنگ رنگ ناز

برگ های تازه تازه باز میکنند

بهتر از تمام رنگ و رازها

خوبِ خوبِ نازنین من

نام تو مرا همیشه مست میکند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب

نام تو اگرچه بهترین سرود زندگی است

من تو را به خلوت خدایی خیال خود

بهترینِ بهترینِ من خطاب میکنم

بهترینِ بهترینِ من!

توی سررسیدم این شعر رو روز 25 مهر سال85 برات نوشتم زمانی که خیلی دلتنگت بودم

و برام جالب بود که امروز 26 مهر سال 90 با 5 سال و یک روز فاصله زمانی این شعر رو خوندم زمانی که باز هم خیلی دلتنگ تو هستم

 

 

[ ۱۳٩٠/٧/٢٦ ] [ ۱٢:٤٠ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

بازم اومدم

دیشب بهم قول دادی از این به بعد بیشتر بیای  و وبلاگمون رو بخونی.

منم دلگرم شدم و اومدم که باز بنویسم.

یه مدت چیزی ننوشتم.

پنجمین سالگرد ازدواجمون هم گذشت.Pink Hand Drawn Scribble Heart

5 سال و چند ماهه که با همیم.Yellow Scribble Heart

5 سال و چند ماه که همش برای من طعم عسل داشت.Blue Scribble Heart

کنار تو زندگی خیلی شیرینه.

تو مرا میفهمی, من تو را میخواهم...

و همین ساده ترین قصه یک انسان است.

تو مرا میخوانی, من تو را ناب ترین شعر زمان میدانم

و تو هم میدانی تا ابد در دل من خواهی ماند.Blue Yellow Pink Hearts

 

Bunch of Hearts

 

[ ۱۳٩٠/٧/۱٦ ] [ ۳:٠٦ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

هر روز بیشتر از دیروز

دیروز مثل قدیما روی صندلی نشسته بودی و منو نگاه میکردی که آشپزی میکردم.

نگاه عاشقونت رو حس میکردم و خدا میدونه چقدر آشپزی تو این شرایط رو دوست دارم.

یاد قدیم ها افتادم و پرسیدم: هنوز هم مثل اوایل دوستم داری؟خیال باطل

نگام کردی و گفتی، آره حتی بیشتر.

بعد پرسیدی تو چطور؟ مثل اون روزا دوستم داری.

نگات کردم و قاطع گفتم نه!! نه مثل قدیم، خیلی بیشتر!

هر روز که میگذره و بیشتر میشناسمت بیشتر دوست دارم.16400000

 

[ ۱۳٩٠/٢/٢٥ ] [ ۳:٢۸ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

در گوشی 1

[ ۱۳٩٠/٢/٦ ] [ ٥:٥۳ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]

در گوشی ها...

میدونم شاید هیچ وقت هم نوشته های این وبلاگ رو نخونی....

ولی اگه اومدی بعضی مطالب رمز داره

رمزش شماره موبایل خودته بدون صفر.

[ ۱۳٩٠/٢/٦ ] [ ٥:٥٠ ‎ب.ظ ] [ لیلی ] [ نظرات () ]